![]()
آرد سفید:درمک
آسمان خراش:برج
آشکار:پیدا
ابریشم خام:تیج
از سنگ های معدنی:تالک
![]()
از عناصر شیمیایی:کربن
از نت ها:لا
از نیروهای ارتشی:هوایی
اندیشیدن:تفکر
بازیگر فیلم با گرگ ها می رقصد:کوین کاستنر
بازیگر فیلم جاذبه:جورج کلونی
بازیگر فیلم خشن:براد پیت
بازیگر نقش هری پاتر:دانیل رادکلیف
بانگ و صدا:آوا
بچه دزد معروف:آل
بررسی سود و زیان کاری:ارزیابی
به پا خواستن:قیام
به دست آوردن:کسب
بوی خوش:نکهت
بی حال:کسل
پاک کردن غلات:بوجاری
پایتخت سوییس:برن
پشت سر:ورا
پله پله شده:مدرج
پهلوانان:یلا
پول سامورایی:ین
پیاده روی:تمشید
تقلبی:بدلی
جبل:کوه
جغد:بوم
چای تلخ:دبش
چکش بزرگ"پتک
حرف صلیب:تی
خاتون:تیرم
خوب و پسندیده:نیکو
![]()
خود کامگی:استبداد
خورشید:اف
راغب گردانیدن:ترغیب
رها:ول
رواج دهنده:مروج
سبزی غده ای:ترب
سپیدار:پد
شکوفه کردن درخت:اناره
ضمیر بیگانه:یو
عهده دار سرپرستی کسی:قیم
گریه با باد و فریاد:ونگ
گل بتونه:مل
گیاه سمی:هوم
کخفف راه:ره
مدرک کارشناسی:لیسانس
![]()
مسدود:بسته
مصیبت:بلا
معبر خون:رگ
مقابل کند:تیز
نشانی:آدرس
نقره ای:سیمین
نهر:جوی
نوشته شده:مکتوب
هم سخن:هم کلام
همسر خروس:مرغ
کاراموز:کارورز
کالای بدون بسته بندی:فله
کنایه از شخص عبوس:آیینه دق
![]()
آموزگاز:مدرس
از حد خود گذشتن:تخطی
![]()
از حیوانات گله:بز
از دشواری ها رها شدن:تفصی
از علوم:شیمی
از گل های خوشبو:زنبق
از کشورهای عربی:عربستان
اهل ادب:ادبا
اهل هند:هندو
با ارج و ترزنده:پیا
بار شتر:وسق
بخشی از اوستا:یسنا
برآورد نیاز:حاجت روایی
برتر از گوهر:هنر
بسیار نعمت دهنده:منام
بهره برداری از دترنج دیگران:استثمار
بیرون کشیدن:استخراج
پتدزهر کانی:فادج
پوشاک:لباس
تظاهر:ریا
تله:دام
تیم فوتبال ایتالیایی:اینترمیلان
جاری:روان
جایی که سایه باشد:نسار
جسمی که شلیک می شود:مرمی
![]()
جنس دور انداختنی:اسقاط
چند نکته:نکات
حد و اندازه:شمار
حرف راست می زند:حق گو
خاور:مشرق
خط کش مهندسی:تی
خواندن دوباره مطلب:مرور
دخالت کننده:دخیل
راهرو:سرسرا
ریز ریز:نم نم
زیبا همچون ماه:مهوش
ساختمان بلند:آسمان خراش
ستاد:مقر
سرشناس شدن:علم شدن
سلاح انفجاری:بمب
شبنم:آبشک
شغل دفتری دارد:پشت میز نشین
ظاهرسازی:وانمود
فرزند فرزند:نبیره
فوتبالیست فرانسوی:بنزما
فیلمی از حمید بهمنی:گام های شیدایی
![]()
گفتگوی دوستانه:گپ
گناه ها:اثام
ماده سمی توتون:نیکوتین
ماهی کنسروی:تن
محکم و استوار:متین
مساعده:پیش پرداخت
مساوی:یر
میزان الحراره:دماسنج
نوزادی که کنار راه گذارند:سرراهی
هر فصل از اوستا:نسک
هشت پا:اختاپوس
هنوز مجنون نشده:مجنو
واحد شدت جریان برق:آمپر
کاراموز پزشکان در بیمارستان:انترن
کامل کننده:متمم
کفش فروش:خفاف
کماندو:رنجر
یاد دادن و یاد گرفتن:آموختن
یگانه:احد
یک خودمان:یه
![]()
آب هرب:ما
آب ورز:شناگر
اثر امیر عشیری:دیوار اقیانوس
![]()
اثر علی شریعتی:آثار جوانی
از آحاد زمان:ثانیه
از جنس نخ:نخی
از خوانندگان رپ فارسی:یاس
از غلات:جو
از مرکبات:بالنگ
از میوه ها:انگور
استفراغ:قی
اسیر:بوریا
اشاره به دور:آن
اصلاح کشت و زرع:آباره
امر از گفتن:گو
بخشایشگر:آمرزنده
بسیار سرد شدن:یخ کردن
![]()
بوی ماندنی:نا
پایتخت لسوتو:ماسرو
پرنده صلح:کبوتر
پسر زن از شوهر بیشین:ربیب
پوستین:وت
ترکیب گوگرد و آرسنیک:زرنیخ
تکه ای نان:نان پاره
جهیدن:پرش
چیز:شی
حرص و طمع:آز
حزب و انجمن:کمیته
خارج:برون
خانه کوچک:کلبه
خرس چینی:پاندا
در جایی ساکن شدن:خیمه زدن
درو کردن:خسودن
ذکر:ورد
رشد و فزونی:ند
رفاه:آسایش
رهبر استقلال هند:گاندی
روشن دل:نابینا
روشنایی:انوار
سپاس:شکر
سپاس گزاری:شکران
سحر و جادو:افسون
سرود:ترانه
شستن با سهل انگاری:گربه شور
شعبه ای از یک اداره:دایره
شهر سمنان:دامغان
طول عمر:سن
عدد تنفسی:شش
عید باستانی:نوروز
فاتح:پیروز
فراموشی:نسیان
فوتبالیست آلمانی:شورله
قبول نشده:رد
گریه سوزناک:زاری
مادر عرب:ام
مامور ضد حریق:آتش نشان
![]()
محکم کردن:شد
مقابل استاد:شاگرد
مهربانی و شفقت:نوازش
موفقیت و بهروزی:توفیق
نگرانی:دلهره
نوشتن:نگارش
نوعی حلوا:لو
نوعی شعر بیانگر عواطف:غنایی
هضم غذا:گوارش
همه:کل
والدینش از دو نژاد هستند:دورگه
کرانه و مرز:حد
کوبیدن و خرد کردن:سودن
یر:برابر
یک طرف از بدن:شق
![]()
آب جامد:یخ
آبشار:شلاله
آزادی:رهایی
آنچه به شانه و پهلو اندازند:حمایل
![]()
اثر عبدالحسین صنعتی زاده:مجمع دیوانگان
از حروف الفبا:واو
از قوات سه گانه:مجریه
از لبنیات:خامه
اموال دزدی می خرد:مال خر
با:آش
بخیه:کن
بدتر:اسو
برنامه موسیقی با ارکستر:کنسرت
بنا:امارت
به دست آوردن:کسب
بی حیایی:هتاکی
بیان سخن:نقل
پایتخت سریلانکا:کلمبو
پس از مرگ سهراب بی فایده است:نش دارو
پوست دباغی شده نرم:جیر
تیم فوتبال ایتالیایی:آ اس رم
جدایی:هجران
جستجو:کنکاش
جنین:رویان
چهره:رو
چیره دست:وارد
حاشا کردن:انکار
حاشیه:دامنه
در مثل هیچ کاره است:همه کاره
![]()
درون دهان:بج
دست بردن:تحریف
دستار:عمامه
دلیل و برهان:گواه
راهزن:حرامی
رشوه گیر:حرام خوار
رنگ رزی:صباغی
رود اروپایی:رن
ریسمانی از لیف خرما:مسد
زره مخصوص ران ها:رانین
شراب:می
ضربه کاری خورده:ناکار
ضمیر انگلیسی:یو
طایفه کریم خان:زند
ظاهری:صوری
عدد اول:یک
عدد روستا:ده
علامت جمع:ها
قوی هیکل:لنبر
گرامی داشتن:تکریم
گرمسیر:حاره
گناهکار:مجرم
لوازم:اسباب
مانند کردن چیزی به دیگری:تشبیه
مترسک:هراسه
مجازات شرعی:حد
مخالف و ضد:منافی
مردان نجیب:نجبا
مردن:جان دادن
مرزبان:کیا
مسافربر شهری:تاکسی
مسکن:آرام بخش
من و شما:ما
مورد قبول:مرغوب
![]()
مینیموم:کمینه
ناچار:لاجرم
نام آرام:بی قرار
ناموزون:نابهنجار
نشانه بیماری:تب
نمی توان بر آن قیمت گذاشت:بی بها
نیز:هم
همراه مربا:کره
واحد مقاومت انگلیسی:اهم
ویتامین جدولی:کا
![]()
آتش مزاج:تندخو
آسان گیری:تسامح
![]()
آلت نوازنده:ساز
اتفاق افتادن:وقوع
از حیوانات بومی استرالیا:کوالا
از درختان همیشه سبز:اکالیپتوس
از شهرهای استرالیا:سیدنی
اشاره به نزدیک:این
اصطلاحی در فوتبال:تکل
ایالتی در امریکا:نبراسکا
بازداشتن:نهی
باقی جا:نا
برگ کاغذ:ورق
بسیار:فت
بی نقش و نگار:ساده
پایتخت اتریش:وین
پایتخت استرالیا:کانبرا
پایتخت کشور بنگلادش:داکا
پایتخت کشور مالاوی:لیلونگوه
![]()
پایتخت کشور کانادا:اتاوا
پرستار کودک:لله
پرسش از مکان:کجا
پوست کن:سلاخ
پول خرد هندی:آنه
پیمان شکن:خائن
تراز سازی:تعدیل
تزویر:ریا
تغار چوبی:لاوک
توده بخار متراکم:ابر
جنس نامرغوب:بنجل
حرف صلیب:تی
خودستایی:منم
دائمی:همیشگی
دختر مازنی:کیجا
درد مندی:تالم
دشنه:خنجر
دلیر:نترس
دوست:یار
روی و چهره:لقا
زخم زدن:جرح
زور و قوت:نیرو
سارقد:دزد
ستاره شناس:منجم
سر و کله:راس
سوگ:ماتم
شالوده:بنیاد
شانه سر:برس
شخص و فرد:کس
شهری در استرالیا:آدلاید
![]()
شکایت کننده:شاکی
شیمی کربنی:آلی
صد سال:قرن
عابد مسیحی:ترسا
عدد هندسی:پی
عدسی دوربین:لنز
عضو راهرو:پا
عنوان درشت روزنامه:تیتر
غذای ساده:آش
ماه تابستان:شهریور
مباحث علم الهی:الهیات
متکدی:گدا
محل عبور سیل:مسیل
مشهور:بنام
مقام:مسند
موی کجعد:فر
ناپسند:بد
نام قدیم نیویورک:نیو آمستردام
نرم دلی:رحم
نعمت:برکت
نوعی بمب مخرب:اتمی
همیشه و پیوسته:مدام
واحد سطح:آر
ورقه نمرات:کارنامه
وسیله روز مبادا:یدک
کبوتر صحرایی:یمام
کشور آفریقایی:زیمباوه
کشور آفریقایی:لیبی
کشوری در اقیانوسیه:استرالیا
کندن:حفر