جواب بازی جدولانه (2) 604  لیست مراحل بازی جدولانه 2

     جواب بازی جدولانه (2) مرحله 604 جستجوی آسان کلمه مورد نظر

پاسخ جدولانه 2،جواب مراحل جدولانه 2،جواب های جدولانه 2،جدولانه 2،پاسخ سوالات بازی جدولانه 2،جواب تمام مراحل بازی جدولانه 2،جواب مراحل جدولانه دو،راهنمای حل جدول،راهنمای کلمات حل جدول،راهنمای کلمات جدولی


آب بینی:فین
آتش عرب:نار
آتشگیره:خف
آسمان:سما
آقای اسپانیایی:دن
اثر بالزاک:سزاربیروتو

اثر بالزاک در حل جدول - jadvalbaz.blog.ir
اثر چربی:لک
از عناصر اربعه:باد
از محله‌های تهران:ونک
از کار بد ننگ ندارد:بی عار
امتیازات:مزایا
انبوه خلق:توده
انگبین:عسل
بازیگر فیلم «گاو»:عزت الله انتظامی
بالا آمدن آب دریا:مد
بدون اندیشه سخن گفتن:بدیهه
بدین معنی:یعنی
برنا:جوان
بستر:بالین
بسیار، بیش از اندازه:بسی
به آرامی:یواشکی
به اندازه بودن:کفایت کردن
به بند کشیدن:اسر
به دست آوردن:کسب
بی‌سواد:امی
بیننده:نظاره
پرهیزکاری:زهد
پروردن:تربیت
پیر و سالخورده:مسن
تاب و توان:نا
ترساندن:ارعاب
تعجب خانمانه:وا
تمام:همه
توجه:التفات
چنگ زدن:تمسک
چهره:سیما
حیران و مبهوت:هاج
خدای درویش:هو
خصومت:عداوت
در میان، در بین:فیما بین
درون دهان:بچ
دستبند:یاره
دوستان:یاران
روبرو:رویاروی
روح:روان
روحانی زرتشتی:مغ
رویکرد:رهیافت
زبان عمده خاور میانه:عربی
زندان:هلفدونی
زیور و زینت:پیرایه
سپیدار:پد
ستون بدن:پا
سردرد:سرسام
سند:مدرک
سیر گردانیدن:اشباع
شرکت سیب گاز زده:اپل
شهر تهران:ورامین
شهر فارس:بوانات
شهر مازندران:نکا
شوخی احمقانه:خرکی
شکل و صورت:هییت
شیره درخت بلوط:مازو
صمغ ساقه گون:کتیرا
عدد فوتبالی:اا
علائم نوشتاری زبان:الفبا
عهد:زمانه
عید ویتنامی‌ها:تت
غربال:الک
غرور و تکبر:فیس
غول:هیولا
فرو خورنده خشم:کاظم
فریاد:غریو
قدرت و نیروی‌مقاومت:تاب وتوان
قطعه‌ای نازک از گوشت گاو:بیفتک
قهوه‌خانه اداره می‌کند:قهوه چی
قوت لایموت:نان

قوت لایموت در حل جدول - jadvalbaz.blog.ir
قوم ایرانی:پارس
گل سرخ:رز
گمان بردن:ظن
گوارش:هضم
گودال:آبکند
ماهی کنسروی:تن
مایع خوشبو کننده:ادکلن
مخالف:ضد
مطابقت داشتن:برابری کردن
مظهر لاغری:نی
نادان:کانا
نام کلی املاح اسید نیتریک:نیترات
نسل پنجم:ندیده
نظرات انتخاباتی:آرا
نمایش تلویزیونی:شو
نه مایع و نه جامد:نیم بند
نوعی ساز زهی:ویولا
نوعی موشک انداز کوچک:آرپیجی
کارگردان «منهتن»:وودی آلن

کارگردان منهتن در حل جدول - jadvalbaz.blog.ir
کناره، حاشیه:دامنه
کنف کردن کسی:ضایع کردن
کوفتن:زدن
یکی پس از دیگری:یکی یکی